جانباز شیمیایی و اعصاب و روان:من هیچ خدماتی نمیخواهم . اگر به بنیاد مراجعه کردم فقط به خاطر این بوده که کمکی کنند تا من شغلی داشته باشم . من هیچی نمیخواهم فقط یک کار به من بدهند تا زن و بچه هایم اینقدر درعذاب نباشند. در یکی از نهادها به او برخوردم . جانباز است و تا همین چندوقت پیش در خیابان فاطمی تهران کفش واکس میزد .» باورش مشکل بود . یا شاید دلم نمیخواست باور کنم . اما حقیقت داشت .
اصغر قهرمان زمانه ؛ جانباز شیمیایی و اعصاب و روان است . بله « قهرمان زمانه » نام فامیل اوست . و امروز آیا او هنوز قهرمان زمانه خود هست ؟! پای صحبت اصغر : متولد 46هستم واز 15سالگی به مناطق عملیاتی رفتم که در سال 63 بر اثرموج انفجار مجروح شدم وبرای درمان دربیمارستان ... بستری شدم. درگردان الحافظون تیپ63خاتم الأنبیاء بودم که فرمانده مان آنرا تأیید کرده است. دوسال یعنی از سال 64تا66در فاو بودم و آنجا شیمیایی شدم همچنین درمناطق دیگر مثل جزیره مجنون،هور،منطقه جفیر،پادگان دوکوهه و بوکان هم حضور داشتم. حدود سه سال در خیابان ... کفش واکس می زدم . بدلیل ضعف جسمانی و روحی دیگر توان کار کردن ندارم؛سال گذشته یکی از کلیه هایم بخاطرعفونت از کار افتاد . الان تقریباً هفت ماه است که دیگر حتی نمی توانم در کنار خیابان بنشینم و کفش واکس بزنم.
متأهل هستم و با همسر و دو دخترم ، در ساوه منزل پدرم زندگی می کنم چون درآمدی ندارم که بروم مستأجری حتی نمی توانم یک اتاق اجاره کنم! الآن بیکارم و با کمک دیگران مخارج زندگیم را می پردازم،خدا خیرشان بدهد خیرینی که هرچند وقت مقداری پول برایمان می فرستند. قبلاً در یک شرکت خصوصی کار می کردم که به خاطر وضعیتم از آنجا اخراج شدم.حدود سه سال در خیابان ... کفش واکس می زدم و بارها دچار حمله عصبی شدم و در بیمارستان صدر بستری شدم. بدلیل ضعف جسمانی و روحی دیگر توان کار کردن ندارم؛سال گذشته یکی از کلیه هایم بخاطرعفونت از کار افتاد و با هزینه شخصی در بیمارستان بستری شدم وآنرا خارج کردند.الان تقریباً هفت ماه است که دیگر حتی نمی توانم در کنار خیابان بنشینم و کفش واکس بزنم؛تا کی می توانم محتاج دیگران باشم. حدود چهار سال پیش برای مجروحیت و تشکیل پرونده در بنیاد اقدام کردم که 10%برایم تعیین شد وسال گذشته 10درصد دیگر دادند در صورتیکه هم براثر موج انفجار دچار مشکلات اعصاب و روان هستم و هم گوش سمت چپم ضعف شنوایی دارد و5مهره کمرم فاصله دارد که این موارد از طرف پزشکان تأیید شده است وهم شیمیایی هستم ومسئله شیمیایی شدنم در فاو را فرمانده مان که الآن در پادگان ولی عصرهستند،تأیید می کند. سال 63که منتقل شدم بیمارستان ... به دنبال مجروحیت و تشکیل پرونده نبودم و 4سال هست که اقدام کرده ام آن هم فقط به خاطر دخترانم که رنج نکشند و شرمندشان نشوم والآن هم که پیگیری می کنم می گویند مدارکم ناقص است در صورتی که پزشکان تأیید کرده اند.با این وجود نمی دانم چرا بنیاد درصد را کم می زند. با وجود اینکه بارها مراجعه کرده ام الآن به من می گویند باید 70 هزارتومان بپردازی تا آزمایش پزشکی بشوی،از طرف سپاه به کمیسیون پزشکی معرفی می شویم و با پرداخت 70هزارتومان آزمایش می شویم که اگر شیمیایی تأیید شد سپاه نامه ای به بنیاد جانبازان می فرستد واین مبلغ را بنیاد برمی گرداند. من حتی 7000تومان هم ندارم که بطور منظم داروهای اعصابم را بگیرم وبامسکن این سردردهایم را درمان کنم ، چه رسد به 70هزارتومان!
من هیچ خدماتی نمیخواهم . اگر به بنیاد مراجعه کردم فقط به خاطر این بوده که کمکی کنند تا من شغلی داشته باشم . من هیچی نمیخواهم فقط یک کار به من بدهند تا زن و بچه هایم اینقدر درعذاب نباشند.با 20% که بنیاد جانبازان می دهد هیچ خدماتی تعلق نمی گیرد من این سؤال را دارم که این درصد چه معنی دارد؟چرا این درصدی که هیچ سرویسی به آن تعلق نمی گیرد را به ما می دهید؟
کسی نمیداند موج گرفتگی یعنی چه . یک جانباز اعصاب و روان چه دردی دارد . کاش دستگاهی بود و این سردردها و صداها وفشاری که در سرم هست را نشان می داد و می فهمیدند که درد یعنی چه! |