| |
| سه شنبه 1 شهریور ماه سال 1384 |
| یادداشت های آخرین روزها ۲۸ دی۱۳۶۱ |
بسمه تعالی-صبح به سپاه 11 رفتیم و تا ساعت 30/14 آنجا بودیم. قاسمی ماشین رشید را آورده بود که تصادف کرده بود. عصرهم به سپاه سوم رفتیم و تا شب آنجا بودیم. شب به قرارگاه نجف رفتیم. قرار شد که صبح جهت شناسایی چیلات با هلیکوپتر بروند. من شب رفتم دزفول که صبح خودم به دهلران بروم. ۲۹دی بسمه تعالی-صبح ساعت 30:10 به دهلران رسیدم که برادر محسن و رشید به چیلات رفته بودند. هوا خوب نبود برگشتند. ظهر بحث مختصری راجع به چیلات شد و چند دستور هم نوشته شد و به لشکر 19 داده شد. عصر ابتدا به شمال شرقی طیب و سپس به بین طیب و چیلات رفتیم که کلا شمای کلی ندارد. شب جلسه با ارتش بود که برادران نهاجا هم آمده بودند. به همراه فرمانده گردان شناسایی که ابتدا آنها توضیحات دادند و چون دیر بود و تقریبا سپاه به نتیجه نرسیده بود جلسه ساعت 00:24 تمام شد. ۳۰ دی بسمه تعالی-صبح تا ساعت 00:11 روی مانور بحث شد که بعد با برادر زین الدین به ارتفاع 400 رفتیم و سپس به دیدگاه امام سجاد ع که به رگبار بستندمان وبه خاطر نبودن دید برگشتیم. شب جلسه ای بود که ارتش طرح خودش را ارائه داد و تقریبا سپاه طرح را که دو مرحله ای بود رد کرد. بعد برادر محسن مقدمه تجربه جنگ را گفت و رشید هم طرح سپاه را مطرح کرد. قویدل ایراد گرفت و سپس رشید هم بلند شد جواب داد ... شب به دزفول رفتیم. محسن و شیرازی رفتند صحبت کنند که یکدیگر را مجاب کنند. ۱ بهمن بسمه تعالی- صبح به همراه برادر عزیز ساعت 30:9 به قرارگاه رسیدیم. برادر محسن به دنبال من و رشید می گشت. رفتم سری به ساختن قرارگاه زدم. پس از آن برای شناسایی طیب رفتیم که ساعت 00:14 به محل دیدگاه رسیدیم که دید نسبتاً خوب بود. رشید هم دیر آمد مجدداًبه دیدگاه رفتیم. ناهار را در پاسگاه تاکتیکی امام سجاد ع بودیم. یک ساعتی بحث شد و به قرارگاه برگشتیم. شب جلسه شورایعای سپاه برگزار گردید که ابتدا محسن و سپس رحیم و رشید و من صحبت کردیم و بیشتر به صورت درد دل و مشکلات و تدارکات مطرح شد که برای بعضی از برادران جا افتاد و برای عده ای نیافتاد ولی قرار شد مسئولین واحدهای ستاد مرکزی تا پایان عملیات باقی بمانند. آخر شب هم کمیسیون دفاع چند نفرشان آمدند و صحبت هایی کلی راجع به رادار و ارتش و سپاه و تشکیلات انجام شد. ۲ بهمن بسمه تعالی-صبح عملیات محرم را روی نقشه برای نمایندگان مجلس وکمیسیون دفاع توضیح دادم و سپس به منطقه رفتیم. ظهر به مقر تیپ امام سجاد ع رفتیم و به برادر محسن، رحیم و رشید که برای شناسایی رفته بودند پیوستم. تا عصر راجع به طرح مانور بحث بود. شب هم جلسه گرفته شد با خودمان. سرهنگ شیرازی با آذرین آمد و تقریبا شروع کرد به درد دل کردن که هماهنگی نیست. بعد هم رشید و من صحبت کردیم. سپس راجع به احتمالات روی عکس هوایی کار کردیم. ساعت 00:2 خوابیدیم. ۳ بهمن بسمه تعالی - صبح از ساعت 00:9 روی طرح مانور کار کردیم، تا آخر شب. سپاه ها هم آمدند. طرحهای مختلف و متضاد داده می شد. آخر شب راجع به عملیات فاو و داخل عماره، صحبت شد. شب رفتم دزفول. ۴بهمن بسمه تعالی- صبح زود از دزفول برگشتیم. ۵ بهمن بسمه تعالی- صبح برادر محسن رفت برای بسیجی ها صحبت کند. من به اهواز رفتم تا با اسرا در مورد طرح مانور صحبت کنم. با نزار و داود و عبدالرضا صحبت کردم. داود در مورد واحدهای عراقی توجه داشت و نزار هم نظریات خوبی می داد. اینها را شب آوردیم نزد برادر محسن و شیرازی. شب تا ساعت 00:2 نیمه شب جلسه بود. اطراف قرارگاه را توپ می زدند و صدای کالیبر ریز نیز می آمد.
|
|